ابراهيم عاملي ( موثق )

228

تفسير عاملي ( فارسي )

نظر دارند اين است كه پيغمبر فرمود : مىشود كه شرك شما از راه رفتن مورچه پنهانتر باشد . ترمذى از عبد اللَّه عمر نقل كرده است كه پيغمبر ( ص ) فرمود : هر كه به غير خدا سوگند ياد كند مشرك است . و احمد و ابو داود و ديگران از عبد اللَّه مسعود نقل كرده‌اند : پيغمبر فرمود : عزائم و گردنبندهاى جلوگير از چشم زخم شرك است . « * ( نُوحِي إِلَيْهِمْ ) * * ( أَفَلا تَعْقِلُونَ ) * » 109 فخر : « يوحى » با ياء و فتح حاء بصيغهء غايب مجهول نيز قرائت شده است ، و « يعقلون » با ياء به صيغه ى غايب نيز قرائت شده است . « حَتَّى إِذَا اسْتَيْأَسَ الرُّسُلُ وَظَنُّوا أَنَّهُمْ قَدْ كُذِبُوا » 110 طبرى : يعنى پيغمبران از هدايت مردم مأيوس شدند و مردم هم گمان كردند كه آنها آنچه اينها را مىترسانند و اميدوار مىكنند و از جانب خدا مىگويند جملگى دروغ است . كشف : قاريهاى كوفه « كذبوا » بىتشديد ذال خوانده‌اند . يعنى مردم گمان كردند كه پيغمبران دروغ ميگويند و قرائت ديگر با تشديد ذال است و به اين قرائت جمله ى « ظنّوا » بمعنى يقين كردند خواهد بود و معنى چنين است : تا آنگاه كه پيغمبران مأيوس شدند و يقين كردند كه اين مردم با ايشان دروغ مى - گويند و هرگز تصديقشان نمىكنند و مؤمن نميشوند . « فَنُجِّيَ مَنْ نَشاءُ » 110 كشف : قاريهاى شام و عاصم و يعقوب با ضمّ نون و فتح ياء خوانده‌اند به صيغه ى مجهول ماضى يعنى نجات داده شد ، و قرائت مشهور « ننجى » با دو نون و سكون ياء است به صيغه ى متكلَّم مضارع يعنى نجات ميدهيم و كسائى « فنّجّى » با تشديد نون قرائت كرده است . « لَقَدْ كانَ فِي قَصَصِهِمْ عِبْرَةٌ لأُولِي الأَلْبابِ » 111 كشف : مقصود از عبرت آن است كه انسان آنچه نيست و نديده است با ديده و دانسته ى خود سنجد و بشناسد پس از جريان كار يوسف مردم پند بگيرند كه مثل گرفتارى و رنج و پس از آن آسايش و مقام كه براى يوسف بود ممكن است براى پيغمبر هم باشد و همان قدرت كه براى يوسف در كار بود براى محمّد هم در كار است .